الماسوگردو - تاریخ: 1391/10/28 ساعت: 14:44
بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارن ... بعد چشمشون به یه گردو میفته دولا میشن تا گردو رو بردارن الماس میفته تو شیب زمین قل میخوره و تو عمق چاهی فرو میره چی میمونه ؟                               یه آدم ....                     یه دهن باز ...                      یه گردوی پوک .....               یه دنی...
چرا....؟ - تاریخ: 1391/10/28 ساعت: 14:38
دختری پشت یک 1000 تومانی نوشته بود : پدر معتادم برای همین پولی که پیش توست یک شب مرا به دست صاحب خانه مان سپرد ! خدایا چقدر می گیری ؟ که بگذاری شب اول قبر ، قبل از این که تو از من سؤال کنی ، من ازت بپرسم ؟! چرا.................؟؟؟؟؟؟؟؟
خط زده - تاریخ: 1391/10/28 ساعت: 14:42
همه را خط زدیم تا به عشقمون برسیم ... غافل از این که !                  خودمون خط زده عشقمون بودیم تا به عشقش برسه ....!!!  
معشوق .... - تاریخ: 1391/10/26 ساعت: 3:49
دیشب در خواب ناگهان خدا در گوش من گفت : تو را چه به عشق ؟ ....  گفتم چرا .... ؟ گفت تو خوابی و عشقت در آغوش دیگری ... لبخند زدم گفتم خدایا این مخلوق توست ، شاید تو در خوابی ، خبر از دنیا نداری ...
مستی و راستی - تاریخ: 1391/10/26 ساعت: 2:27
دختری در شهر قریبی بود و برای خوابیدن نزد شیخی رفت بهد از 4 روز شیخ قصد تجاوز به دختر را کرد ! دختر از پنجره فرار کرد و به کوچه بن بستی رسید چند مرد مست دید و از ترس بیهوش شد فردا از خواب بیدار شد دید پیش خواهرو مادر اون مرد مست بود و گفت : از قضا روزی اگر حاکم این شهر شوم ، خون صد شیخ به یک مست فدا...